السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

472

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

مردم پيش از تو فرزندان بسيارى داشته‌اند ولى هيچ‌يك از آنان برايشان باقى نماند . بدان‌كه تو فقط بنده‌اى هستى كه در ازاى كردار نيكى كه انجام مىدهى مزد مىگيرى پس كارت را به شايستگى به پايان رسان تا سزاوار مزدى كامل گردى و توجه كن كه در اين دنيا همچون گوسفندى نباشى كه پس از چاق شدن قربانىاش مىكنند . دنيا را همچون پلى ببين كه تنها براى عبور از آب به آن نيازمندى و بدان‌كه در روز رستاخيز براى چهار چيز بازخواست خواهى شد : جوانىات كه آن را در چه راهى به كار بستى ، عمرت كه آن را چگونه به پايان رساندى ، ثروتت كه آن را از چه راهى به دست آوردى و اينكه آن را در چه كارى هزينه كردى ؟ « 1 » لقمان در پندى كوتاه فرموده است : اگر حكيمى تو را بزند بهتر از آن است كه نادانى تو را بنوازد و با عطرى خوشبو تو را عطرآگين سازد . همچنين لقمان به فرزندش چنين مىگويد : فرزندم ، هيچ‌گاه با كنيزت آميزش مكن ، هرچند تو را بفريبد و هيچ‌گاه راز خويش را به همسرت مگوى ، و هرگز كنار درب خانه منشين . فرزندم تاكنون هفت هزار حكمت را به تو آموخته‌ام ولى اگر تنها چهار حكمت را به خاطر سپارى با من وارد بهشت مىشوى ؛ كشتىات را محكم بساز كه دريايى عميق و طوفانى پيش پاى تو است ، بارى اندك با خود بردار كه عقبه‌هاى سختى را پيش رو دارى ، توشه‌اى كافى [ براى آخرت ] بردار كه راهى دراز در پيش روست و كردارت را پاكدلانه و بااخلاص انجام ده كه خدايى بصير بر كردار تو مىنگرد . « 2 » در « بيان التنزيل » ابن شهرآشوب آمده است : نخستين حكمت كه لقمان به ديگران آموخت هنگامى بود كه بازرگانى مست را ديد كه با نديم خويش شرط بست كه همه آب دريا را بنوشد و اگر چنين نكرد همسر و فرزند و ثروتش براى آن نديم باشد . هنگامى كه بازرگان به هوش آمد از گفته‌اش

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ص 134 . ( 2 ) . الاختصاص مفيد ص 336 .